السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

669

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

حساب مىآمد . و اهل مكه به او مصباح حرم مىگفتند . « 1 » از اين‌رو تمامى بزرگان و اشراف آن مناطق و نواحى آرزو مىكردند كه عبد اللّه داماد آنان گردد . و حضرت عبد اللّه با حضرت آمنه ازدواج نمود . ازدواج اين دو نور پاك چنان بركتى داشت كه بعد از سالها خشك‌سالى باران فراوانى بباريد و نعمت فزونى يافت تا به حدى كه آن سال را سنة الفتح نام نهادند . ولى افسوس كه تقدير الهى به شكلى بود كه او در جوانى هنگام برگشت از سفر شام بيمار شد و در اثر آن بيمارى وفات نمود درحاليكه هنوز آمنه ( عليها السّلام ) وضع حمل ننموده بود و محمد صلّى اللّه عليه و سلّم به دنيا نيامده يتيم گشت . « 2 » تولد در سالى كه اصحاب فيل براى خراب‌كردن كعبه وارد مكه شدند در همان سال كعبهء دلها محمّد بن عبد اللّه مقارن طلوع صبح جمعه در روز هفدهم ربيع الاول ديده به جهان گشود . با ظاهر شدن اين شمس حقيقت تمامى بتان به رو بر زمين افتادند ، ايوان كسرى به لرزه درآمد و چهار كنگره آن نقش بر زمين شد ، درياچه ساوه كه معبود بعضى شده بود بخشكيد ، آتشكده فارس خاموش شد ، تخت همه پادشاهان در آن صبح سرنگون گشت و پادشاهان همگى در آن روز لال شدند ، آمنه عليها السّلام فرمود : چون پسرم به زمين رسيد دستها را بر زمين نهاد و سر به سوى آسمان بالا برد در اين هنگام نورى از او ساطع شد كه همه‌چيز و همه‌جا را روشن كرد و من سروش ايزد را شنيدم كه مىگفت : بهترين مردم را به دنيا آوردى نام او را محمد بگذارد . « 3 » در شب اول زندگى حضرت از آسمان اين ندا آمد كه : جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً .

--> ( 1 ) - منتهى الامال ، ج 1 ص 41 . ( 2 ) - تذكره ابن جوزى ، ص 5 و تاريخ النبى ، ص 147 ( 3 ) - منتهى الامال ، ج 1 ، ص 45